حسن حسين زاده شانه چى

77

اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)

حكمفرما بر جهان اسلام ، با روندى رو به تزايد ادامه پيدا كرد ، به‌طورى كه تا نيمهء قرن سوم ق و آغاز غيبت صغرى بخش‌هاى قابل توجهى از بلاد اسلامى در شرق و غرب از سيطرهء عباسيان خارج شدند . همين وضعيت در مدتى كمتر از يك قرن ، در عصر غيبت صغرى با شتاب بيشترى ادامه يافت به‌طورى كه مىتوان باتوجه به شمار چشمگير دولت‌هايى كه در اين دوران شكل گرفتند و حركت‌هاى استقلال‌خواهانه و تجزيه‌طلبانه كه در طى اين مدت پديد آمدند ، دورهء غيبت صغرى را دوران تجزيهء قلمرو و دولت اسلامى نام نهاد ، چنان‌كه تا پايان اين دوره با روى كار آمدن بيش از ده دولت و امارت مستقل در جهان اسلام ، حوزهء نفوذ و سلطهء خلفاى عباسى ، تنها به شهر بغداد و نواحى اندكى از اطراف آن محدود مىگرديد و پس از آن با تسلط اميران آل بويه بر مركز خلافت ، بغداد آخرين پايگاه و حوزهء عمل خليفه نيز از او گرفته شد و تنها نامى از او باقى ماند . در ادامه نگاهى گذرا بر دولت‌هاى اسلامى غيرشيعى موجود در عصر غيبت صغرى ، و وضعيت و چگونگى شكل‌گيرى آن‌ها لازم مىنمايد و در خصوص دولت‌هاى شيعى در جاى ديگر سخن به ميان خواهد آمد . امويان در اندلس ( 138 - 422 ق ) شبه جزيره ايبرى ، شامل كشور اسپانيا و پرتغال كنونى ، در جنوب غربى اروپا ، به سال 92 ق و در روزگار حكومت امويان به دست سرداران مسلمان فتح شد و از آن پس اين سرزمين را اندلس خواندند . در سال 138 ق يعنى شش سال پس از فروپاشى حكومت اموى و استقرار عباسيان بر مسند قدرت ، مردى از خاندان اموى به نام عبد الرحمن ، كه او را از نوادگان خليفه هشام بن عبد الملك ( خلافت 105 - 125 ق ) دانسته‌اند ، با فرار به شمال آفريقا خود را به اندلس رسانده ، با كمك اعراب و هواداران امويان ، عليه حاكم وقت كه از طرف خليفهء عباسى